تبلیغات
شهید گمنام *** دررکاب مولا *** - مطالب خاطرات - زندگینامه
منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
وصیت شهدا
وصیت شهدا
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :

                               


هفت ویژگی خاص حضرت علی (ع) از زبان پیامبر (ص) بدین شرح است:

1-اولین شخصی هستی که ایمان آوردی و به دین من پیوستی. تو در خانه خدا به دنیا امدی این بالاترین ایمان است.

2-وفادارترین شخص به عهد خدا هستی.

3-در همه حال و همه جا امر خدا مهمترین چیز است.

4-دارای عدالت علوی هستی.

5-بصیرت قضاوت در حکومت خود داری.

6-به درد مردم رسیدگی می کردی و بین هیچکس فرق نمیگذاشتی.

7-در پیش خدا مقرب هستی.

نقطه اوج این هفت ویژگی فقط و فقط در امیرالمونین علی (ع) یافت می شود.

                                                *یازهرا*




برچسب ها :
هفت ویژگی خاص امام علی(ع) ,  اولین مومن ,  وفادارترین ,  عدالت ,  بصیرت ,  رسیدگی ب مردم ,  مقربترین فرد ب خدا , 

موضوع :
امامت ,  اعتقادی ,  خاطرات - زندگینامه , 


*** بردباری:

از جمله ویژگی های بارز امام سجاد علیه السلام شکیبایی وی در برابر ناگواری ها و گذشت نسبت به کسانی است که به او بی حرمتی یا جفا کرده بودند. در طول تاریخ همیشه کسانی بوده اند که گاه به دلیل ناآگاهی و زمانی برای دنیاپرستی و دنیاداری با اولیای الهی به ستیز برخاسته و آنان را آزار می داده اند.

روزی مردی علی بن الحسین علیه السلام را دید و زبان به اهانت گشود و سخت ناسزا گفت.

همراهان امام می خواستند او را تنبیه کنند، امّا امام مانع شد و فرمود: «متعرّض او نشوید!» سپس به آن مرد رو کرد و فرمود: «کار ما بیش از این ها بر تو پوشیده است، اگر نیازی داری بگو تا برآوریم». مرد از شکیبایی و بزرگواری و نیز لحن ملایم و محبت آمیز امام به شدتمتأثر شد. شرم سراسر وجودش را فرا گرفت تا آن جا که از خجالت دیگر نتوانست به صورت امام نگاه کند.امام بی درنگ دستور داد تا خدمتکارانش هزار درهم در اختیار او قرار دهند. پس از آن روز هرگاه آن مرد، امام را می دید، می گفت: «گواهی می دهم که تو از فرزندان رسول خدا و از خاندان وحی و نبوّت هستی».


*** گذشت و بخشایش:

یکی از عموزاده های امام سجاد علیه السلام به نام «حسن بن حسن» با ایشان کدورتی پیدا کرده بود. روزی حسن وارد مسجد شد و امام زین العابدین علیه السلام را در آن جا دید. بی درنگ با پرخاش و تندگویی آن حضرت را آزرده خاطر ساخت. امام در برابر سخنان او کوچک ترین واکنشی از خود نشان نداده تا این که حسن از مسجد خارج شد.

شب هنگام، امام سجّاد علیه السلام به خانه اش رفت و به او فرمود. برادر! آن چه امروز در حضور اهل مسجد درباره ی من گفتی، اگر راست باشد، از خداوند می خواهم که مرا بیامرزد و اگر نسبت های ناروای تو به من دروغ باشد، از خداوند می خواهم که تو را بیامرزد. درود بر تو و رحمت و برکات خدا شامل حال تو باد!»

امام این سخنان را گفت و بیرون آمد.

حسن که هرگز چنین برخوردی را از امام انتظار نداشت و خود را برای شنیدن سخنان تند و کوبنده آماده کرده بود، به خود آمد و خود را در برابر کوهی از بزرگواری و شرافت یافت. شرمنده شد و با چشمی گریان در پی حضرت روان گردید و از امام پوزش طلبید. امام بر حالش رقت آورد و اطمینان داد که او را بخشیده است».2

"یازهرا"


 

پی نوشت ها:

1ـ امام سجاد علیه السلام، جمال نیایشگران، ص 2.

 2ـ مناقب، ج 4، ص 158. ر.ک: امام سجّاد، جمال نیایش گران.





برچسب ها :
امام سجاد(ع) ,  ولادت سید ساجدین ,  ویژگی اخلاقی ,  بردباری ,  گذشت ,  بخشش , 

موضوع :
تربیتی ,  اخلاقی ,  احادیث و سخنان بزرگان ,  حکایت ,  خاطرات - زندگینامه ,  اعتقادی ,  تاریخی-فرهنگی , 

مادر، نسل عصمت، بابا، نسل ایمان

خانه، خانۀ نور، باغ یاس و ریحان

خوش آمدی ابن الرضا، سیدی مولا




موضوع :
امامت ,  خاطرات - زندگینامه ,  اعتقادی , 


در کتب تاریخی نوشته اند: حَزام بن خالد به همراه جمعی از «بنی کلاب» به سفر رفته بود. در یکی از شبها به خواب فرو رفته و در عالم رؤیا دید که در زمین سرسبزی نشسته است و مرواریدهای درخشانی از اطراف بر دستان او می ریزد و او از زیبایی آنها متعجب می شود. سپس مردی را می بیند که به سوی او می آید ـ از طرف بلندی ـ و هنگامی که به او می رسد سلام می کند و حزام او را جواب می دهد. آن مرد به او می گوید: این مروارید را به چه قیمت می فروشی؟ حزام  نگاه کرد و آن درّ زیبا را در دستان خود دید؛ رو به مرد کرده و گفت: من قیمت این درّ را نمی دانم که به شما بگویم، شما آن را به چه قیمت خریداری؟ مرد گفت: من نیز نمی دانم قیمت او را ولی این هدیه ای است که یکی از پادشاهان عطا کرده است. و من ضامن هستم برای تو به چیزی که از درهم و دینار بالاتر است. حزام  گفت: آن چیز چیست؟ مرد گفت: تضمین می کنم که او شرافت و سیادت ابدی دارد و بهره و بزرگی از او است. حزام  گفت: آیا این را برایم ضمانت می کنی. و مرد پاسخ داد: آری. و حزام  در پایان به مرد گفت: و تو اکنون واسطه در این امر می شوی.

و مرد نیز گفت: و من واسطه می شوم؛ او را به من اعطاء کرده اند و من به تو عطا می کنم.وقتی حزام  از خواب بیدار شد رؤیای خود را برای بنی کلاب گفت و خواستار تعبیر آن شد. یکی از خاندان وی گفت: اگر رؤیای صادقه باشد دختری روزی تو خواهد شد که یکی از بزرگان او را عقد خواهد کرد و به سبب این دختر مجد و شرافت و آقایی نصیب تو خواهد شد. و هنگامی که او از سفر برگشت، ثمامة بنت سهیل، همسر باوفای او، که حامله بود وضع حمل کرده و دختری چونان مروارید درخشان وزیبا به دنیا آورد. حزام  پس از آگاه شدن از تولد دخترش به خود گفت: «قد صدّقت الرؤیا» و از این بشارت شاد و مسرور شد.نام او را «فاطمه» نهاد، و به رسم عرب کنیه ای برای وی برگزیدند که «ام البنین» بود. به هر حال پس از این رؤیای صادقه فاطمه، مادر فضلیتها، به دنیا آمد و دوران کودکی را چونان دیگر کودکان گذراند و در دامان مادری مهربان و پاک و پدری شجاع که دارای سجایای اخلاقی فراوان بودند رشد کرد.


مورخان در مورد مادر بزرگوار فاطمه این گونه می نویسند:«ثمامه، مادر ام البنین، بانویی ادیب و کامل و عاقل بود. آداب عرب را به دخترش آموخت و هر آنچه مورد نیاز یک دختر است در زندگانی از مسایل مربوط به خانه داری و اَدای حقوق  و همسرداری و غیره را به او یاد داد.»




موضوع :
خاطرات - زندگینامه , 



چرا قاسم سلیمانی خطرناک ترین مرد سال از نگاه آمریکاست؟

 

 اشاره:

 هر قدر او آرام و بی‌سر و صدا می‌رود و می‌آید و کار‌هایش را انجام می‌دهد، بیرون از مرزهای جمهوری اسلامی در مورد او، خیلی خبر‌ها هست. آن‌ها از او و سپاه تحت امرش می‌ترسند و همین ترس سرآغاز خبرهای بعدی است، آن‌ها او را تروریست می‌خوانند، بار‌ها و بار‌ها تحریمش می‌کنند، به او اتهام دخالت در امور سایر کشور‌ها را می‌زنند، او را فردی بسیار قدرتمند در عرصه سیاست خارجی جمهوری اسلامی در خاورمیانه توصیف می‌کنند، او را متهم پرونده ترور رفیق حریری می‌دانند و سرانجام آنکه، آن‌ها در کنگره امریکا، صریحاً و رسماً پیشنهاد ترور او را می‌دهند! شاید این همه تعارضات رفتاری و گفتاری برای قاسم سلیمانی تعجبی هم نداشته باشد.

 و این البته همه آن چیزی نیست که در مورد او گفته می‌شود. روزنامه انگلیسی گاردین در مورد قاسم سلیمانی می‌نویسد: «حتی کسانی که سلیمانی را دوست ندارند، او را فردی با هوش می‌دانند. بسیاری از مقامات امریکا که این چند ساله را صرف متوقف کردن سلیمانی کرده‌اند، می‌گویند مایل هستند او را ببینند و معتقدند که مبهوت کارهای او شده‌اند».

 شاید از سر همین بهت است که یکی از مقامات بلندپایه ارتش امریکا عاجزانه می‌گوید: «من اگر او را ببینم، خیلی ساده از او خواهم پرسید که از ما چه می‌خواهد؟»

 

  

 




برچسب ها :
سردار سلیمانی ,  نقش انکار ناشدنی سردار سلیمانی در عراق ,  خطرناکترین مرد سال از نظر آمریکا , 

موضوع :
خاطرات - زندگینامه , 

رحم به فاطمه(س)

 

پیامبر (ص) با مسلمانان در مسجد بودند، هنگام نماز بود، ولی آن روز بلال حبشی در مسجد دیده نمی شد، تا اذان بگوید، همه در انتظار آمدن او بودند، سرانجام بلال با مقداری تأ خیر به مسجد آمد. پیامبر (ص) به او فرمود: چرا دیر آمدی ؟!. بلال گفت : به سوی مسجد می آمدم ، از كنار در خانه حضرت زهرا (ع) عبور كردم ، دیدم فاطمه زهرا (ع) پسرش حسن (ع) را (كه كودك بود) به زمین گذاشته ، و كودك گریه می كرد، و خود حضرت زهرا (ع) مشغول دستاس ‍ (آسیا كردن گندم یا جو) بود. به آن حضرت عرض كردم : یكی از این دو كار را به عهده من بگذار، هر كدام را كه دوست داری ، یا نگهداری كودك را یا دستاس را؟ فرمود: من نسبت به پسرم ، مهربانتر هستم .
او به نگهداری كودك پرداخت و من به دستاس و آسیا كردن مشغول شدم ، و همین باعث دیر آمدن من به مسجد شد. رسول اكرم (ص) برای بلال دعا كرد و فرمود: رحمتها رحمك اللّه : نسبت به فاطمه (ع) مهربانی كردی ، خداوند به تو مهربانی كند.

داستان دوستان / محمد محمدی اشتهاردی




برچسب ها :
شهادت ,  حضرت زهرا(س) ,  رحم ,  به فاطمه(س) ,  مهربانی , 

موضوع :
اعتقادی ,  خاطرات - زندگینامه , 

حجاب زن آلمانی

به نام خدا اسم قبلی من زابنیه است ماجرای تشرفم به اسلام از این قرار است كه در آلمان در همسایگی ما یك خانواده مسلمان اهل تركیه زندگی می كردند. دختران آنها در مدرسه با من دوست بودند و با هم رفت و آمد داشتیم وقتی كه من به خانه آنها می رفتم می دیدم آنها نماز می خوانند كم كم جذب آنها شده و با اسلام آشنا شدم در تاریخ 4/12/1990 در مسجد اسلامی هامبورك به سرپرستی برادر محمد مقدم به دین اسلام تشرف یافتم.

آیا فكر نمی كنید الگوی حجابی كه اسلام برای زن در نظر گرفته زحمت دارد؟

                                 

هر موجودی برای مصونیت از آسیب دشمن و بیگانه به دنبال حفاظ و مأ من و پناهگاهی می گردد تا در پناه آن احساس امنیت و آرامش كند شما اگر یك لاك پشت را در نظر بگیرید، مشاهده می كنید كه چگونه درون پوستی سخت و مقاوم می رود تا از گزند و دشمن ایمن باشد. چرا انسان وزن مسلمان اینگونه نباشد آدم وقتی كه دنبال محافظی می گردد تا اورا انگشت نمای غیر نكند و او را از جلب توجه بدیگران حفظ كند چه بهتر كه حجاب را انتخاب نماید.                                                

                             

حجاب برای من نه تنها زحمت و تحمیل نیست، بلكه یك اصل مسلم و خدشه ناپذیراست كه از عقیده ام سرچشمه گرفته است و در صددم كه عقیده و حجابم را برای همگان ابراز داشته و توضیح بدهم.

این من بودم كه در حجاب وارد شدم و دریافتم كه حجاب یك ارزشی است و ارزشهای دیگر در كنار حجاب به من ارزانی می شود، نه اینكه حجاب بر من تحمیل شده باشد. من خودم اینطور تصمیم گرفتم.

منبع: اندیشه قم




برچسب ها :
حجاب ,  خاطرات زن آلمانی ,  زحمت ,  نیست ,  ارزش , 

موضوع :
اعتقادی ,  خاطرات - زندگینامه , 

بسم رب الشهداء والصدیقین

حضرت امام در جمله ای بسیار مهم و زیبایی می فرمایند:

« این قبور شهداء تا ابد دارالشفاء خواهد بود.»

یعنی راه را به آیندگان نشان می دهند که برای حل مشکلات دین و دنیای خود به سراغ چه کسانی بروید.هرسال دوم عید به منزل شهدای مسجد به خصوص شهید نیری می رویم.امسال یکی از بچه های بسیجی جوان، اصرار داشت به همراه ما بیاید. وقتی به منزل شهید نیری آمد برای من گفت: من هشت سال پیش ازدواج کردم اما بچه دار نمی شدم. تا اینکه یک بار به توصیۀ بسیجیان قدیمی مسجد به سراغ مزار شهید نیری در بهشت زهرا(س) رفتم. شنیده بودم که نزد خدا خیلی آبرو دارد برای همین گفت: من اعتقاد دارم شما زنده اید و به خواست خداوند می توانید گره از کار مردم باز کنید.

بعد از او خواستم دعا کند که خدا به من هم فرزندی بدهد. این بندۀ خدا مکثی کرد و با صدایی بغض آلود ادامه داد:

بعد از آن ماجرا، خانم بنده باردار شد و چند روز قبل فرزندان دوقلوی من بدنیا آمدند...

‬‎




موضوع :
شهدا ,  خاطرات - زندگینامه , 

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از مهمترین درس اخلاق عاشورایی:

                             

اقامۀ نماز و تقویت باورهای دینی در جامعۀ اسلامی بویژه در میان شیعیان امام حسین(ع) است.

                          شیعۀ حسینی (ع) رفتارش حسینی است.

            و رفتار حسینی تنها در برپایی مجالس عزاداری خلاصه نمی شود.

                           شیعۀ حسینی(ع) عاشق نماز است،

              علاقمند به انجام فرائض دینی و احیای سنتهای اسلامی.

                               شیعۀ حسینی(ع) پرچم دارد

    و پرچم او نمار جمعه و جماعت است، آن هم با صفوف طولانی و فشرده...




برچسب ها :
مکتب عاشورایی: علاقه به نماز-اقامۀ نماز-حفظ نماز اول وقت-نماز جماعت- نماز اول وقت شهید رسولی , 

موضوع :
اعتقادی ,  خاطرات - زندگینامه ,  شهدا , 

 

وفاداری حضرت رباب(س):

در تاریخ آمده است:

             حضرت رباب(س) پس از واقعۀ کربلا، یک سال بیشتر زنده نبود،

         او در این مدت مشغول گریه و عزاداری بود و از زیر آفتاب به سایه نیامد،

گویی که بعد از اینکه دیده بود که پیکر مطهر و پاک امام حسین(ع) برهنه، در زیر آفتاب مانده است،

                        با خود قرار بسته بود که هرگز زیر سایه نرود.

پس از اینکه امام حسین(ع) به شهادت رسید، اشراف و بزرگان قریش  از او خواستگاری کردند، اما او

قبول نکرده و در پاسخ گفت:

     بعد از پیوند با پیامبر(ص)، با هیچکس دیگر و خاندان دیگری پیوند برقرار نخواهم کرد.

                  و من بعد از امام حسین(ع) شوهر دیگری نمی خواهم!  

ابن اثیر میگوید:

                 حضرت رباب(س) یک سال در کنار مزارامام حسین(ع) ماند،

                سپس به مدینه بازگشت و از شدت ناراحتی و اندوه، وفات کرد.




برچسب ها :
نقش زنان در عاشورا / وفاداری حضرت رباب(س) به امام حسین (ع) , 

موضوع :
خاطرات - زندگینامه , 


تعداد صفحات : 2

 | 1 |  2 |