تبلیغات
شهید گمنام *** دررکاب مولا *** - مطالب مهر 1394
منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
وصیت شهدا
وصیت شهدا
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :


نامه رهبر انقلاب به رئیس‌جمهور درباره الزامات اجرای برجام

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در نامه‌ای به آقای روحانی رئیس‌جمهور و رئیس شورای عالی امنیت ملی، با اشاره به بررسی‌های دقیق و مسئولانه‌ی برجام در مجلس شورای اسلامی و شورای عالی امنیت ملی و عبور این موافقتنامه از مجاری قانونی، دستورات مهمی را درخصوص رعایت و حفظ منافع ملی و مصالح عالیه‌ی کشور صادر و با برشمردن تأکیدات و الزامات ۹ گانه در اجرای برجام، مصوبه‌ی جلسه‌ی ۶۳۴ مورخ ۹۴/۵/۱۹ شورای عالی امنیت ملی را با رعایت این موارد و الزامات تأیید کردند.
متن نامه‌ی رهبر معظم انقلاب اسلامی به این شرح است.
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/31168/smpf.jpg





برچسب ها :
نامه مقام معظم رهبری(حفظه الله) ,  به رییس جمهور ,  الزامات برنامه برجام , 

کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود...

عشق بی معنا می ماند اگر زینب نبود...

امان از دل زینب(س)

*یازهرا*


حسن خزّاز گفت: از امام رضا ( علیه السّلام ) شنیدم كه فرمود:
بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شیعیان ما از دجّال بیشتر است.
حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم ) به چه علّت؟
فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنین شود، حقّ و باطل به هم در آمیزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.

( صفات الشیعه ص 8 )   

برگرفته از:سایت مرکز ملی پاسخگویی ب سوالات دینی                              




برچسب ها :
امام رضا(ع) ,  حق و باطل ,  ادعای محبت و دوستی اهل بیت(ع) , 

موضوع :
احادیث و سخنان بزرگان , 

السلام علی الحسین

وعلی علی بن الحسین

و علی اولاد الحسین

و علی اصحاب الحسین

*یازهرا*



شعبان ناهیجی، از بچه‌های گردان "یارسول(ص) "، اهل شهر هزارسنگر آمل، رفیق شهید نبی‌پور، داشت نماز می‌خواند. نماز شعبان یك جورهایی خیلی خاص بود، هول‌هولكی نبود. از ترس سربازان عراقی هیچ‌وقت خدا مخفی نماز نمی‌خواند، شده بود دائم‌التذكر





  به گزارش فارس، هر هفته عراقی‌ها یك جورهایی جشن بزرگی راه می‌انداختند و به بهانه‌های واهی، كتك‌كاری می‌كردند. نماز خواندن در آسایشگاه، مقابل چشم عراقی‌ها جرم داشت؛ باید كنج خلوت پنجره‌ها نماز می‌خواندیم كه عراقی‌ها نبینند. سجود، ركوع و نیایش ممنوع بود. كسی حق نداشت دست‌هایش را به نشانه تسلیم در برابر خداوند بالا ببرد. انسان بودن را از ما گرفته بودند. اصلاً همه چی ممنوع بود.    شب بود. شعبان ناهیجی، از بچه‌های گردان "یارسول(ص) "، اهل شهر هزارسنگر آمل، رفیق سامبكس شهید نبی‌پور داشت نماز می‌خواند. نماز شعبان یك جورهایی خیلی خاص بود، هول‌هولكی نبود. از ترس سربازان عراقی هیچ‌وقت خدا مخفی نماز نمی‌خواند، شده بود دائم‌التذكر. چپ و راست، عراقی‌ها می‌كوبیدند تو كله‌اش و تهدید می‌كردند: می‌كشیمت آخر. اگر ما این دست‌های تو را نشكستیم...    وقتی كه می‌ایستاد در مقابل خدا، حضور جسمانی‌اش را از دست می‌داد، جسمیت نداشت. لج‌بازی‌اش با عراقی‌ها به‌خاطر نمازش زبان ‌زد عام و خاص بود. نماز عشاء بود. وسط‌ های نماز، یك‌مرتبه یك سرباز پشت پنجره پیدایش شد، از آن سرباز‌های بی‌پدر‌ومادر. می‌گفتند، كارش تیر خلاص بوده، بی‌رحم و قسی‌القلب. انگار بچه هند جگرخوار، معشوقه قطامه خون‌خوار بوده. قیافه‌اش عجق‌وجق بود. چشم‌هایش یكی بالا می‌زد و یكی پایین. بگویی نگویی شكل گرازها بود؛ كله‌اش، قد بلندش. هیكلش عین گاومیش بود. نگاهش كه می‌كردی، همه وجودت از نفرت پر می‌شد، نامش فرهان بود.    فرهان وحشی از پشت پنجره فولادی، از پشت نرده‌ها داد كشید: مهلا! كسر شعبان! ایرانی نمازت را بشكن!    با عربی و فارسی دست ‌و ‌پا شكسته بهمان فهماند. شعبان هیچ توجهی به فرهان نكرد. فرهان همیشه خدا یك نبشی نیم‌ متری آهنی توی دستانش بود. وقتی با آن روی شانه بچه‌ها می‌زد، تا مدتی ردش می‌ماند. نبشی را تندتند كوبید به نرده و نعره كشید: نمازت را بشكن، انه ایرانی.  صدای برخورد نبشی با نرده و پنجره تا هفت آسایشگاه پیچیده بود. دو تا از بچه‌ها رفتند نزدیك شعبان و گفتند: تو رو خدا یك كاری كن شعبان. الآن وحشی‌ها را می‌ریزد این‌جا.  شعبان توجهی نكرد. اصلاً شعبان وجود نداشت، حضور نداشت كه بفهمد. با آن اطمینان قلبی و آن آرامشی كه در حقیقت از درونش بود، فرهان گنده بعثی را اصلاً نمی‌دید. من نزدیكش نشسته و نظاره‌گر این صلابت و ایمان بودم. هرچه فرهان فرمان داد نمازت را بشكن، داد زد، به نرده‌ها كوبید، تهدید كرد و فحاشی كرد، شعبان با همان ارادت قلبی‌اش، با اقتدار و آرامش نمازش را خواند. دعا و ذكر و نیایش كه تمام شد، نگاهی كرد. فرهان را دید. فرهان فریاد كه كشید تعال، شعبان انگشت روی سینه‌اش گذاشت و گفت:با من بودی؟    فرهان داد كشید: تعال! تعال لنا شعبان.    شعبان بلند شد، آرام و با اطمینان رفت و گفت: چی می‌گویی فرهان؟    فرهان اشاره كرد به دست‌های شعبان. هر دو دستش را چسبید و كشید. از آن‌ سوی پنجره، مچ دست‌ها را گرفت. آن‌قدر دست‌های شعبان را به نرده‌های فلزی فشار داد كه هر دو دست شعبان شكست. هیچ‌كس حق اعتراض نداشت. حرف می‌زدی، همه را می‌كشیدند و می‌بردند كتك‌خوری. بعد یك تكه طناب از جیبش درآورد. دست‌های شعبان را كه از مچ ترك برداشته و شكسته بود، پشت نرده‌ها بست و رفت. فرهان، دست‌های شعبان ناهیجی را به‌خاطر این‌كه نمازش را نشكست، شكست.    دوباره برگشتند. با چند سرباز دیگر.    بعد دست‌های شكسته را پشت پنجره آهنی محكم با سیم به نرده‌ها بستند. شعبان تا صبح با دست‌های شكسته، سر پا پشت نرده‌ها، رنجور و دردمند، مقاومت كرد؛ اما فرمان شیطان را اطاعت نكرد. آن شب خواب به چشممان نرفت. شعبان همان‌طور با دست شكسته تا صبح ایستاد و یك كلمه هم آخ نگفت. ناله نكرد، زاری نكرد، اشك نریخت. آن‌قدر ساكت و آرام بود كه شك می‌انداخت توی دل بچه‌ها، كه مگر می‌شود دست آدم را بشكنند، به نرده‌ها ببندند، سر پا تا صبح بایستد و یك ذره ناله و زاری نكند؟    فردا صبح، فرهان و چند سرباز برگشتند. دست‌های شعبان را باز كردند و رفتند. بچه‌ها دست‌های شكسته شعبان را بستند. نیم ساعت بعد، شعبان ایستاد به نماز. داشت نماز می‌خواند كه فرهان برگشت. لج كرده بود. وقتی این صحنه را دید، صلابت شعبان را دید، تند راهش را كشید و رفت.  فرهان چند دقیقه بعد با هفت سرباز برگشت. دستور داد كه با همان وضع، دست‌هایش را ببندند. یك‌بار دیگر شعبان ناهیجی را بردند پشت پنجره و دست‌های شكسته‌اش را بستند. با دست بسته و شكسته حسابی كتكش زدند. با كابل، باتوم و پوتین به پهلوهایش كوبیدند. وقتی از فرط مشت و لگد زدن به بدن او خسته شدند، دست‌هایش را باز كردند. او را روی زمین كشیدند و با مشت، لگد، و پوتین به سرش كوبیدند. او را به سمت استخر فاضلاب، همان استخر گنداب توالت بردند و با همان حال، با دست شكسته و بسته پرتش كردند توی فاضلاب.  آن تازیانه‌ها، تازیانه‌های سلوك بود و شعبان را از هر مرحله به مرحله دیگری رهنمون می‌ساخت. هر مرحله‌اش سخت‌تر و طاقت‌فرساتر از قبل بود. همیشه و برای همه بچه‌های آرمانی، بسیجی و ارزشی این‌گونه است. هربار كه از یك آزمون سخت می‌گذرند، باز فردایی دیگر و آزمونی سخت‌تر وجود دارد. ما با این آزمون‌ها استوارتر و آرمانی‌تر می‌شدیم، خدایی‌تر می‌شدیم و هرچه بیش‌تر رنج می‌كشیدیم، عاشق‌تر می‌شدیم.  





برچسب ها :
نماز ,  حضور قلب ,  خدا ,  دستان شعبان ک نمازش را نشکست ,  شکستند ,  شعبان ,  ناهیجی , 

موضوع :
خاطرات ,  اعتقادی ,  تاریخی-فرهنگی , 

 

« چپ و راست می رفتندومی آمدندکه باهنربابچه کمونیست هامی گردد.وقتی باآن جوان کمونیست می دیدندش که شوخی و خنده ... - حاج آقا در شأن شما نیست که با این ها باشید ! دست گذاشته بود روی شانه های طرف و گفته بود : -

*هنر این است که این ها را به راه بیاوریم که اگر نتوانستیم همه جوانهای ما را کمونیست می کنند ...

«شهید محمد جواد باهنر»

*یازهرا*




برچسب ها :
شهید ,  باهنر , 

بسم الله الرحمن الرحیم

مردی نزد امام صادق(ع) از زن خود بسیار تمجید و تعریف کرد. حضرت فرمود: تا به حال غیرت او را آزموده ای؟

مرد گفت: نه. حضرت فرمود: غیرتش را بیازما.

پس آن مرد چنین کرد و زنش ثابت قدم ماند. و (حسادت نورزید.)

خبر را به امام داد و حضرت فرمود: زن تو حقیقتا همانگونه است که گفتی.« چون حسود نیست و چشم دیدن هوو و یا سایر شریکهای جنسی حلال شوهرش را دارد.»

اصول کافی/ ج 5/ ص 505/ ح 5

*یازهرا*




برچسب ها :
زن ,  مومن ,  غیرتمند ,  امام صادق(ع) , 

شهید آوینی...


خدایا دوست دارم تنهای تنها بیایم دورازهرکژی،

دوست دارم گمنام گمنام بیایم،دورازهرهویتی،

خدایا!اگربگوئی لیاقت نداری،خواهم گفت:

«لیاقت کدامیک ازالطاف تو راداشته‌ام...؟؟؟»

« شهیداحمدرضا احدی »

*یازهرا*





برچسب ها :
شهادت ,  گمنام ,  ولایت , 

سرداری که سالها نوکری درگه مولا کردی

سردار شهادتت مبارک...

التماس دعا سردار

*یازهرا*




برچسب ها :
سردار ,  حسین همدانی , 


تسنیم نوشت: نماینده مردم تهران گفت: شهید همدانی با ایجاد هماهنگی میان ارتش و قوای نظامی سوریه و تشکیل نیروهای داوطلب مردمی مانع از سقوط سوریه و پیروزی داعش و نیروهای معاند شد.

اسماعیل کوثری از همرزمان شهید حسین همدانی درباره شخصیت این شهید بزرگوار و تاثیرگذاری اوبر روند مقابله با بحران سوریه و حمایت از خط مقاومت گفت: امروز خبر شهادت و عروج یکی از مخلص‌ترین شخصیت‌های انقلاب و جهان اسلام را شنیدیم و از این که  چنین انسان بزرگواری از میان ما رفت غم زده شدیم.

وی ادامه داد: من از سال 59 و در منطقه سرپل ذهاب با سردار حسین همدانی آشنا شدم و توفیق آن را داشتم که در کنار چنین انسان بزرگی به عنوان همرزم در جبهه حق علیه باطل خدمت کنم. نخستین ویژگی این سردار اسلام فعال بودن و حضور مستمر در تمامی صحنه‌های نبرد بود. خستگی‌ناپذیری، تلاش شبانه روزی و احساس تکلیف این شهید زبانزد همه کسانی بود که از نزدیک او را دیده و درک کرده بودند.

همرزم شهید همدانی با بیان این که از آغاز بحران سوریه وی در منطقه حضور یافت تصریح کرد: شهید همدانی چندین سال حضور مستشاری مستمر و تاثیرگذاری در سوریه داشت، اما بعد از پایان ماموریتش به ایران بازگشت و مسئولیت دیگیری دریافت کرد اما به دلیل تسلط بالای وی بر مناطق سوریه، چند روزی برای کمک فکری عازم منطقه شد که  با عنایت پروردگار به خواسته قلبی و دلی خود یعنی شهادت نائل آمد.

کوثری با بیان این که شهید همدانی در سوریه اقدامات بسیار تاثیرگذاری انجام داد، خاطرنشان کرد: خدمات ارزنده، مدیریت هوشمند و تاثیرگذاری سردار همدانی بر روند جنگ کاملا آشکار است، وی با ایجاد هماهنگی میان ارتش و قوای نظامی سوریه و کمک به تشکیل نیروهای داوطلب مردمی مانع از سقوط سوریه و پیروزی داعش و نیروهای معاند شد لذا بسیاری از تحلیل گران، طرح‌ها و برنامه شهید همدانی را علت اصلی پیروزی سوریه و نیروهای مقاومت در مقابل تروریست‌ها است.

وی ادامه داد: در همه برهه‌ها و بزنگاه‌ها سردار همدانی حضور داشت و لحظه‌ای دست از تلاش برای استقرار بیرق اسلام برنداشت، وی چه در دوران قبل از انقلاب چه پس از پیروزی انقلاب اسلامی و همچنین در زمان دفاع مقدس حضوری فعال و جهادگر داشت، پس از پایان جنگ تحمیلی نیز خدمات ارزنده ای برای تامین امنیت انجام داد که برکات بسیاری برای نظام و اسلام به ارمغان آورد.

این نماینده مجلس با بیان این که حضور سردار همدانی شرط پیروزی و دفاع در برابر داعش و تروریست‌های تکفیری بود گفت: از روزی که سردار همدانی در سوریه  حضور پیدا کرد و مسئولیت هماهنگی ارتش و  نیروهای مردمی را  بر عهده گرفت، مواضع تروریست ها ناامن شد و قوای مقاومت تواستند به پیروزی‌های بزرگی دست یابند. یکی از اصلی‌ترین کارهای سردار همدانی بحث تشکیل ارتش نیروهای مردمی و دفاع وطنی بود که با هماهنگی سردار سلیمانی انجام شد و همین مسئله باعث شد که سوریه در مقابل داعش مقاومت کند و جهبه  سوریه امروز به مقتل ترویست‌ها تبدیل شود.

برگرفته از:خبر آنلاین





برچسب ها :
سردار همدانی ,  سوریه , 


تعداد صفحات : 2

 | 1 |  2 |