خانمی به دفتر نهضت سوادآموزی تلفن کرد.

گفت: آقای قرائتی! پسرم مفقودالاثر شده و پسر دیگری ندارم تا به دفاع از اسلام بپردازد، اما

هر وقت به خیابون میرم و بدحجابی رو می بینم،

دلم خون میشه.

شما در تلویزیون بگویید:

اگر از قیامت می ترسید دل ما رو خون نکنید!

خدایا بحرمت خون شهدا نذار مدیون شهدا بشم بیش ازاین...

خدایا آبرو ندارم اگ رحمت و لطف و کرمت نباشه...

خدایا لایق نیستم تو لیاقتم بده...

یازهرا






برچسب ها :
خاطرات ,  مادر شهید ,  بدحجابی ,  حجاب ,  دلم را خون نکنی ,